الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

344

الغدير ( فارسي )

و دوست و ياور اويند و نفرين به آنها كه بر سر دشمنى و اعراض از اويند تا بدينوسيله امر خلافت براى او تماميّت يابد و مردم بدانند كه پيروى و دوستى علي عليه السّلام موجب بهره مندى از موالات خداى سبحان و دشمنى و اعراض از علي عليه السّلام موجب خشم و سخط پروردگار است ، تا بدين وسيله بسوى حق و اهل حق بگردايند ، و چنين دعائى آن هم بلفظ عمومى نخواهد بود مگر دربارهء كسى كه شأن و مقامي چنين دارا باشد و لذا افراد اهل ايمان كه خداى متعال دوستي متقابل را بر آنها واجب فرموده ، نظير اين سخن و دعاء دربارهء آنها نقل نشده چه آنكه منافرت و بىمهريهائى كه در آنها يافت مىشود جزئياتى است كه به اين پايه از اهميت نميرسد اين چنين دعائى دربارهء كسى خواهد بود كه در امر دين در حكم ستون و پايه باشد و در اسلام شخصيّت و مقام او نمايان باشد و بر امّت اسلامى امامت و سرورى داشته باشد كه ضعف و عدم پيشرفت او در آنمقام باعث ناتوانى حق و گسيختن رشته اسلام گردد . دوم - سياق اين دعاء است « اللَّهمّ وال من والاه . . » از حيث افادهء عموميّت افرادى كه از كلمهء من فهميده مىشود و عموميّت زمانى و حالى كه از حذف متعلَّق معلوم ميگردد دلالت بر عصمت امام عليه السّلام دارد ، زيرا از جملهء مزبور استفاده مىشود كه موالات و يارى او و احتراز از دشمنى و اعراض از او بر هر كس و در هر زمان و در هر حال واجب است ، و اين معنى مستلزم اينست كه آنحضرت در تمام احوال و ازمان موصوف بعصمت و مصون از معصيت باشد ، و جز حق هيچگاه سخنى نگويد و جز به حق كارى از او سر نزند و جز با حق نباشد زيرا اگر در معرض ارتكاب خلافي و معصيتى قرار گيرد لازم است كه بر او اعتراض شود و بخاطر عمل ناروايش مورد عداوت قرار گيرد و از او اعراض شود ، پس چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نسبت بهيچيك از شؤن و زمانهاى او استثنائى در فرمايش خود نياورده ، ما خواهيم دانست كه آن جناب ( على عليه السّلام ) در هيچ زمان و در هيچ حال فاقد عصمت و عدالت و حق خواهى نبوده ، و كسى كه داراى چنين مقامى باشد واجب است كه امام بر خلق باشد ، چه امامت كسى كه مادون او باشد بر او طبق موازين استدلالى كه در محل خود بيان شده قبيح